تماس با ما

موبایل: 2565 038 0912

دفتر تهران: 2565 2842 021

دفتر گرگان: 2565 3233 017


شعار اصلی من این است : چیزی را بسازید که مردم واقعا به آن نیاز داشته باشند. من همیشه به موسسان استارت آپ ها می گویم که راجع به نوشتن مدل تجاری خود نگران نباشند، حداقل در ابتدای کار. البته نه به خاطر اینکه پول در آوردن مهم نیست، اما این کار از ساختن یک محصول فوق العاده آسان تر است. چند هفته قبل متوجه شدم که اگر این دو دیگاه کنار هم گذاشته شوند، نتیجه باورنکردنی خواهد بود.

چیزی را بسازید که مردم واقعا به آن نیاز داشته باشند. زیاد نگران پول در آوردن نباشید.
البته توصیف بالا می تواند شعار یک موسسه خیریه هم باشد! و هیچ تجارتی نباید شبیه طراحی سایت موسسات خیریه عمل کند. از وقتی که این فرضیه را به عنوان پیشفرض ذهنی ام پذیرفته ام، متوجه شدم که همه چیز با آن جور در می آید.

مثال ها :
به عنوان مثال وبسایت کرگزلیست، موسسه خیریه نیست اما نحوه ی اداره ی آن و طراحی وب آن شبیه موسسات خیریه است و موفقیت آنها غیرقابل باور. وقتی لیست معروف ترین وبسایت ها را مشاهده می کنید ممکن است فکر کنید تعداد کارمندان کرگزلیست یک اشتباه چاپی است. درآمد آنها به اندازه ی پتانسل واقعی آن زیاد نیست، اما حقیقت این است که بیشتر استارت آپ ها آرزو می کنند به جای آنها باشند.
کریگزلیست (به انگلیسی: Craigslist) یک وب سایت تبلیغاتی است. این پایگاه اطلاع رسانی در سال ۱۹۹۵ به وسیلهٔ کریگ نیومارک بنیان‌گذاری گردید. این وب سایت از سال ۲۰۰۰ شروع به توسعه در سایر کشورهایی به غیر از ایالات متحده کرده و هم اکنون به بیش از ۵۰ کشور توسعه یافته. روش کار به این شکل است که ابتدا کشور و منطقه سکونت شهری خود را انتخاب می کنید سپس از فهرست خدمات ، کالاها و یا مشاغل، موضوع مورد نظر خود را جستجو می کنید و در نهایت، این وب سایت آگهی های مرتبط را نمایش می دهد.
همان طور که در رمان پاتریک اوبرین آورده شده، کاپیتان داستان در تلاش است تا در خلاف جهت باد حرکت کند. اگر شما هم در خلاف جهت باد حرکت کنید، تصمیم درباره ی برخورد با سایر کشتی ها با خود شماست.  اگر کرگز لیست بخواهد درآمد بیشتری داشته باشد باید با چالش های جدیدی روبرو شود. در این حالت، باید برای درآمد بیشتر روی محصولات به دردنخور تمرکز کنند و ده برابر هزینه های صرف شده جهت ساخت محصول را صرف بازاریابی و فروش کنند !

منظور من این نیست که استارت آپ ها باید شبیه کرگز لیست عمل کنند. محصول این شرکت نتیجه یک شرایط استثنایی بوده، اما این مدل برای استارت آپ های تازه کار ایده آل است. گوگل هم در ابتدا شباهت زیادی با موسسات خیریه داشت، آنها برای یک سال از هیچ تبلیغاتی در سایتشان استفاده نکردند. بعد از یک سال گوگل هیچ تفاوتی با یک موسسعه ی غیرانتفایی نداشت. اگر یک موسسه و یا سازمان دولتی قصد طراحی سایتی را داشت که اطلاعات موجود در وب را به صورت طبقه بندی شده در آورد، گوگل می توانست الگوی خوبی برایشان باشد.
زمانی که من روی اسپم فیلترها کار می کردم، ایده ی یک سرویس ایمیل با یک سرویس اسپم فیلتر قوی به ذهنم رسید. قصد من این بود که مردم از اسپم ها دور باشند. اما هرچه بیشتر به این ایده فکر می کردم بیشتر قانع می شدم که طراحی و اجرای آن باید در قالب یک شرکت انجام بگیرد. طبیعی است که این کار، هزینه  اجرایی بالایی خواهد داشت و تامین هزینه های آن، از طریق وام بانکی و کمک های مردمی کار سختی خواهد بود.
این یک نتیجه ی غیر قابل پیش بینی بود. بیشتر موسسات اغلب ادعای خیراندیشی دارند، اما نکته ی جالب این بود که پروژه های خیرخواهانه ای هستند که امکان اجرای آنها صرفا از طریق فعالیت در قالب شرکت، امکان پذیر است.
من آن زمان، قصد راه اندازی یک سایت دیگر را نداشتم و از این کار صرف نظر کردم. اما اگر کسی این کار را انجام می داد، به احتمال زیاد پول زیادی نصیبش می شد. در زمانی که با افزایش اسپم ها روبرو بودیم،  فرصتی دو ساله برای راه اندازی چنین ایده ای وجود داشت، چرا که بیشتر موسسات، از اسپم فیلترینگ ضعیف استفاده می کردند. بنابراین اگر کسی یک سرویس ایمیل بدون اسپم، راه اندازی می کرد، مردم مشتاقانه به سمت آن هجوم می آوردند.
آیا متوجه الگوی کار شدید؟ از هر طرف که به آن نگاه کنید به یک نتیجه می رسید. استارت آپ های موفق می توانند شبیه موسسات خیریه و با اهداف مثبت عمل کنند. کافی است، ایده های خیرخواهانه ای داشته باشید و به زودی متوجه می شوید که این ایده ها توانایی تبدیل شدن به استارت آپ های موفق را دارند.
قدرت :
اما این قضیه تا چه اندازه ای قابل تعمیم است؟ آیا همه ی موسسات غیرانتفایی تبدیل به شرکت های خوبی می شوند؟ احتمالا این طور نیست. چیزی که باعث ارزشمند شدن گوگل می شود این است که کاربرانش پول زیادی در اختیار دارند. اگر کاری کنید تا مردمی که پول در اختیار دارند از شما خوششان بیاید، می توانید مقداری از آن را در ازای خدمات ارائه شده دریافت کنید. اما آیا امکان دارد یک استارت آپ موفق را با شیوه ی غیرانتفایی و برای مردمی راه اندازی کنید که پول در اختیار ندارند؟ آیا می توان یک استارت آپ موفق را برای درمان یک بیماری کشنده مثل مالاریا راه اندازی کرد؟
ایده ای که در بالا به آن اشاره کردم چندان جدی نیست. من هیچ ایده ای درباره ی بیماری مالاریا ندارم. ممکن است موسسه ای با حل این مشکل و کمک به دولت برای تمرکز روی رشد اقتصادی بیشتر استفاده کند.
یک راه خوب برای دیدن حد و حدود یک ایده این است که از خود بپرسید در چه مرحله ای با آن مخالفت می کنید. تصور اینکه با یک ایده ی خیرخواهانه مخالفت کنید، به اندازه ی بیان این حرف که یک کار، از نظر تکنیکی غیر ممکن است، خطرناک است. این طرز نگرش، صرفا موجب می شود که تصویر بدی از خودتان در ذهن افراد بسازید، چرا که این ایده ها قدرت زیادی دارند.
به عنوان مثال من فکر می کردم این طرز تفکر تنها در مورد استارت آپ های اینترنتی درست باشد. چنین موردی برای گوگل به خوبی جواب داد، اما در مورد مایکروسافت چه طور؟ آیا مایکروسافت خیرخواه نیست؟ به نظر من آنها در ابتدا خیرخواه بودند، حداقل در مقایسه با آی بی ام. وقتی آی بی ام کامپیوتر ها را معرفی کرد، معتقد بود می تواند از طریق فروش قطعات کامپیوتری با قیمت بالا درآمد کسب کند. اما مایکروسافت با تحت کنترل گرفتن استانداردهای کامپیوتری کاری کرد تا هر کسی بتواند از یک کامپیوترشخصی استفاده کند. این کار دست کمی از کارهای گوگل نداشت.
اما امروز مایکروسافت چندان خیرخواهانه عمل نمی کند. افراد زیادی هستند که به نحوه ی برخورد مایکروسافت با مشتریان اعتراض می کنند. مدت هاست رشد سهام آنها ثابت مانده در حالیکه در گذشته رشد سهامشان همچون گوگل همواره رو به افزایش بود. اما فکر نمی کنید دلیلش همین باشد؟

حقیقت این است که وقتی شرکت شما بزرگ نیست، نمی توانید به مشتریان زورگویی کنید، به همین خاطر باید به هر روشی نظر آنها را جلب کنید. اما وقتی بزرگ هستید، بدرفتاری با آنها کار سختی نیست و حتی آسان تر از راضی کردنشان به نظر می رسد. شما تنها با خوب بودن می توانید بزرگ شوید، اما با بد بودن می توانید بزرگ بمانید.
تا وقتی که تغییرات بنیادی اتفاق نیفتد می توانید به شیوه ی قدیمی رفتار ادامه دهید. اما به نظر من بزرگترین درسی که پال بوچیت به گوگل داد همان جمله ی معروف "بد نباش - Don’t be evil" هست. این همان درسی است که شرکت هایی نظیر گوگل به آن نیاز دارند تا در دام فضای حاکم بر آی بی ام یا مایکروسافت نیفتند.
نکته ی جالب این است که این روش برای هر شرکتی قابل اجراست. هر کسی می تواند به بهترین شیوه از جمله ی "بد نباش - Don’t be evil" برای شرکت خودش استفاده کند. کافی است، کاربرانتان را همیشه مد نظر داشته باشید. شاید به همین خاطر است که شرکت های تولیدکننده ی سیگار از این حرف استقبال نمی کنند.
اخلاق :
دلایل زیادی برای این وجود دارد که خیرخواهی به بهترین شیوه جواب می دهد. اما دقیقا چگونه؟ سرمایه گذاری در استارت آپ های زیاد باعث شده تا اطلاعات من درباره ی نحوه ی کارکرد آنها زیاد باشد. از این دیدگاه متوجه شدم که استارت آپ ها خوب بودن را از سه دریچه می بینند : اینکار باعث افزایش روحیه ی بنیان گذاران اخلاق پسند می شود، باعث می شود مردم تمایل زیادی برای کمک کردن به آنها داشته باشند و از همه مهم تر باعث می شود تا از قاطعیت بیشتری برخوردار باشند.
اخلاقیات یکی از مهم ترین لازمه ها برای یک استارت آپ است. آنقدر مهم است که به تنهایی می تواند موفقیت را تضمین کند. کار کردن روی استارت آپ از نظر روحی، پستی و بلندی های زیادی را به همراه دارد. یک لحظه قصد فتح دنیا را دارید و لحظه ی بعد احساس یاس و نا امیدی می کنید. اشکال احساس یاس کردن تنها این نیست که روح شما را آزرده می کند، بلکه باعث می شود تا دست از کار بکشید. اگر احساس موفقت می کنید بدون شک تلاش بیشتری برای کسب موفقیت های بیشتر خواهید داشت، اما احساس شکست، باعث می شود تا دست از کار بکشید و دیگر بدون شک شکست خواهید خورد.
این همانجایی است که خیرخواهی وارد می شود. اگر واقعا احساس کنید که به بقیه کمک می کنید، حتی در لحظات سخت نیز دست از تلاش بر نمی دارید. بیشتر ما یک نوع خیرخواهی طبیعی را در وجودمان داریم. احساس اینکه کسی به شما نیاز دارد باعث می شود بخواهید به او کمک کنید. پس اگر استارت آپی را راه اندازی کرده اید که کاربران هر روز به آن مراجعه می کنند، نشانه ی این است که چیزی ساخته اید که باید به دقت از آن مراقبت کنید.
بلاگر یک مثال فوق العاده در زمینه ی استارت آپ هایی است که با کم ترین ها شروع کرد و توانست به موفقیت برسد. زمانی فرا رسید که پولی در اختیار نداشتند و سرمایه گذاران، آنها را ترک کردند. اوان ویلیامز روز بعد سر کار آمد، در حالی که هیچ کس دیگری جز او در دفتر نبود. چه چیزی باعث شد تا او دست از کار نکشد؟ چون کاربران به او نیاز داشتند. او داشت وبلاگ هزاران نفر را پشتیبانی می کرد و نمی توانست اجازه دهد که بلاگر به همین راحتی نابود شود.
مزایای زیادی در ارائه ی زودهنگام نسخه ی 1 محصول به بازار وجود دارد اما مهم ترین آن زمانی نمایان می شود که کاربران زیادی داشته باشید. باید تمام تلاش خود را به کار ببندید تا کاربران تان را راضی نگه دراید و این یکی از با ارزش ترین اطلاعاتی است که می توانم در اختیارتان قرار دهم.

اعتماد به نفسی که از کمک به دیگران به دست می آید در هنگام جذب سرمایه گذاران نیز به کمک تان خواهد آمد. یک موسس استارت اپی که می شناختم عقیده داشت که مردم به استارت آپ من نیاز دارند، پس نمی توانم دست از کار بکشم، حتی اگر مجبور شوم دوباره به کانادا و زیرزمین والدینم برگردم.
این نگرش موجب شد تا دست از جلب توجه سرمایه گذاران برداشت و اگرچه با آنها ملاقات می کرد، اما اگر پولی دریافت نمی کرد هم نا امید نمی شد. می دانید بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟ سرمایه گذاران مشتاق تر شدند. انها به این حقیقت پی بردند که این تیم، با این روحیه و پشتکار، با حضور و یا بدون حضور آنها توانایی ارائه ی این محصول به بازار را دارد.
اگر واقعا مصمم هستید و هزینه ی راه اندازی و اداره ی استارت آپ تان پایین است، احتمال از بین رفتن تان پایین خواهد بود. خوب است بدانید همه ی استارت آپ ها،حتی موفق ترین آنها، در لحظاتی به شکست نزدیک می شدند. پس برای خود واجب بدانید که یک استارت آپ فوق العاده و مطابق با نیازهای مشتریان راه اندازی نمایید.
کمک :
یکی دیگر از مزایای خوب بودن این است که باعث می شود بقیه بخواهند به شما کمک کنند. این یک ویژگی طبیعی روح انسان است.
یکی از استارت اپ هایی که ما روی آن سرمایه گذاری کردیم ، اوکتوپارت نام داشت که در حال حاضر در موقعیت جنگ بین خوبی و بدی قرار گرفته است. این سایت همانند یک موتور جستجو برای خرید قطعات صنعتی عمل می کند. افراد زیادی نیاز دارند که قطعات مربوطه را جستجو کنند، و قبل از اوکتوپارت راه مناسبی برای انجام این کار وجود نداشت.
اوکتوپارت راه مناسب برای جستجو قطعات صنعتی را پیدا کرد. کاربران از آن راضی هستند و رشد آنها روز به روز افزایش می یابد. اما مساله این است که در تمام طول مدت فعالیت شان، از طرف بزرگترین توزیع کننده ی قطعات صنعتی، دیجی کی، درخواست می شد تا قیمت ها از روی سایت برداشته شود. اما مساله این بود که اوکتوپارت مشتریان را به رایگان به سایت آنها هدایت می کرد و با این وجود دیجی کی تلاش می کرد تا این کار متوقف شود. اما چرا؟ علت این بود که مدل تجاری آنها وابسته به دریافت پول بیشتر از مشتریانی بود که اطلاعی راجع به قیمت ها ندارند. آنها نمی خواهند که موتورهای جستجو در این زمینه فعالیت داشته باشند.
تیم اوکتوپارت یکی از بهترین تیم هایی است که تا به حال دیده ام. آنها برای شروع این استارت آپ، دوره ی دکتری فیزیک در دانشگاه برکلی را کنار گذاشتند. هدف آنها حل مشکلی بود که در تحقیقات شان با آن برخورد کرده بودند. فکر کنید چه زمان زیادی از مهندسان صرفه جویی می شد اگر می توانستند جستجویهای مفیدی را در وب انجام دهند. پس به محض اینکه شنیدم یک شرکت بزرگ قصد دارد آنها را وادار به چنین کار ناپسندی کند، باعث شد به کمک آنها بروم. این باعث شده تا زمان بیشتری را در اوکتوپارت نسبت به سایر استارت اپ هایی که روی آن سرمایه گذاری کرده ایم صرف مشاوره کنم. در این چند جمله تلاش کردم تا به شما بگویم که آنها چه تیم فوق العاده و خوبی هستند و چه طور به دنیا کمک می کنند.
اگر قصد خیرخواهانه داشته باشید مردم اطراف شما جمع می شوند: سرمایه گذاران، مشتریان، شرکت های دیگر و از همه مهم تر جذب کارمندان خیرخواه و به خصوص برنامه نویسان توانا و خیرخواهی همچون خودتان. اگر بتوانید برنامه نویسان فوق العاده را جذب کنید، همان کاری را کرده اید که گوگل انجام داد و در بازار از مزایای زیادی برخوردار خواهید شد. اما باید بدانید بهترین برنامه نویس ها ایده آل گرا هستند و برای یافتن یک شغل، دائما به این طرف و آن طرف نمی روند و می خواهند روی مواردی کار کنند که باعث بهتر شدن دنیا می شود.


قطب نما :
اما مهم ترین نکته درباره ی خوب بودن این است که همچون یک راهنما عمل می کند. یکی از سخت ترین بخش های راه اندازی استارت آپ این است که انتخاب های زیادی را پیش روی شما می گذارد. گهگاه، تیم چند نفره ی شما با هزاران انتخاب روبرو است. اما چه طور باید درباره ی آنها تصمیم گرفت؟
جواب بسیار ساده است : هر کاری که برای کاربران بهترین نتیجه را داشته باشد! عمل کردن به این نکته باعث می شود از سخت ترین مراحل کار هم جان سالم به در ببرید.
این حتی جواب سوال هایی است که نامربوط به نظر می رسند، مثل اینکه چه طور می توان سرمایه گذاران را جذب کرد؟ اگر شما یک فروشنده ی حرفه ای باشید، می توانید آنها را متقاعد کنید. اما راه مطمئن تر این است که سرمایه گذاران، هر روز اسم شما را از زبان کاربران تان بشنوند و خودشان مشتاقانه برای سرمایه گذاری سراغ تان بیانید. اگر چیزی بسازید که کاربران تان دوست داشته باشند و آن را با دوستان شان به اشتراک بگذارند، علاوه بر آنکه سریعتر رشد خواهید کرد، باعث متقاعد شدن سرمایه گذاران نیز می گردد.
خوب بودن، یک استراتژی مناسب برای شرایطی است که تصمیم های پیچیده ای باید گرفته شود، علتش هم این است که خوب بودن، وابسته به شرایط نیست. درست همانند راست گفتن. اشکال دروغگو بودن این است که باید همه ی چیزهایی که در گذشته گفته اید را به خاطر داشته باشید تا حرف های کنونی شما آنها را نقض نکنند. اگر حقیقت را بگویید نیازی به خاطر سپردن چیزی ندارید، و این در کارهایی همانند راه اندازی استارت آپ که همه چیز سریع اتفاق می افتد بسیار سودمند خواهد بود.
وقتی متنی را برای بقیه می نویسید و از آنها می خواهید خوب باشند به طور طبیعی انتظار می رود که خود شما هم خوب باشید اما می خواهم بگویم که من هم به طور کامل آدم خوبی نیستم. در دوران کودکی زمان زیادی را در کمپ بچه های بد گذراندم اما مساله این بود که واژه ی "خوب" برای بزرگتر ها مترادف "ساکت و آرام" بود و من همیشه به این تعریف شک داشتم.
آیا تا به حال به افرادی برخورد کرده اید که از کسی تعریف می کنند و می گویند که "او یک شخص فوق العاده است". خوب هیچ کس این حرف را درباره ی من نمی زند و در بهترین حالت می گویند " قصد و هدف خوبی دارد" اما برای من همین نکته با ارزش است. خوب بودن یک راهنمای فوق العاده برای شماست و ارزش های واقعی را به شما نشان می دهد. پس من به گفتن این جمله که "فقط بد نباشید" بسنده نمی کنم بلکه تاکید می کنم "خوب باشید"


سفارش طراحی سایت

سفارش طراحی سایت

google
yahoo
alexa
ebook
Baidu.com
Wikipedia
Blogger.com
Windows Live
Amazon.com
eBay
Bing
Ask
استانداری گلستان
f shdj, sefaresh, sefaresh .net, sefaresh.net, sthva, sthva nhj kj, sthva.kj, stthva.kj, xvhpd, آیفون, استفاده, اندروید, اپل, اپلیکیشن, اینترنت, باتری, بازار, بازی, دستگاه, دوربین, سامسونگ, سفارش, سفارش دات نت, سفارش دات نت sefaresh.net, سفارش.نت, سیستم, طراح وب, طراحي وب سايت, طراحی, طراحی وب سایت, فناوری, مایکروسافت, موبایل, هوشمند, کاربران, کمپانی, گلکسی, گوشی, گوشی هوشمند, گوگل

نمایش تمامی تگ ها
بسته ویژه مدارس مدارس
بسته ویژه پزشکان پزشکان
بسته ویژه مهندسین مهندسین